دوست دارم برف بياد !

وای... عجب هواييه... !! دوست دارم برف بياد... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

همه دوست دارن؟.. پس چرا من فکر ميکنم فقط خودم اينجوريم؟..

ميدونی؟.. دوست دارم  هميشه برف بياد... بارون بباره... زياد...

دوست دارم برف بياد... اونقدر بياد که همه جا سفيد شه... يا شايدم سياه...

 اونقدر برف بياد که نتونم کسيو ببينم... نه... اونقدر برف بياد که جز تو نتونم کسيو ببينم... اونقدر برف بياد که فقط سايه ای از تو رو ببينم... فقط تو رو حس کنم... نه هيچ کس ديگه ای رو...

دوست دارم برف بياد... خيلی زياد... دوست دارم برف بياد... دوست دارم که معصوميت بياد...يه معصوميت ناب ، معصوميتی که تو چشمای يه نوزاد مثل پارميس و يه نفر مثل تو .. . و چندتای ديگه ميشه پيدا کرد .

 اونقدر بياد که ديگه نتونيد اونو زير پاهاتون لهش کنيد...

ببینم کدومتون يادتونه آخرين معصوميت رو کی و کجا به گند کشيديد؟..

دوست دارم برف بياد... چون روزای برفی حالم از هميشه بهتره...

چون روزای برفی زیپ کاپشنمو نميبندم... چون روزای برفی وقتی همه زير سرپناهن... من زير برفم...

دوست دارم برف بياد تا برم زير آسمونی که حتی شب ها هم سفيده ... !؟

 دوست دارم برف بياد... تا بفهمم کدوماتون روزای برفی چترتونو ميکشيد رو سرتون تا وجودشو احساس نکنيد... مثل همونايی که دوست ندارن احساس کنن که...بی خیال !

 دوست دارم برف بياد... وقتی گلوله های برفی رو بهم ميزنی... وقتی ميخندی و گلوله ها رو با تمام وجودت پرتاب ميکنی... کاش فقط من و تو... کاش فقط من...

دوست دارم برف بياد... چون ميلرزم... نه از سرما... از ترس... از ترس اينکه وقتی بهم نزديکی... وقتی تو روت ها ميکنم... يه هاااای بزرگ ميکنم... بری بالا و محو شی... اونقدر که برف بين من و تورو بگيره... اون وقته که.... دوست دارم برف بياد... با سرعت... بيشتر...

دوست دارم زير برف محکم بقلت کنم و وحشی تر از هميشه لباتو به اسارت بگيرم .

 چجوری بگم؟.. خيلی دوست دارم برف بياد...

 خيلی دوستون دارم... خيلی زياد....  اولين برف زمستون اومد ... !!! .. همه کلی کيف کرديم ... اما

 

  ..  ديشب وقتی داشتم ميومدم و پيرزنی رو ديدم که پشت امامزاده صالح گندم ميفروخت و کسی نبود تا گندم های خيس اونو بخره و هيبتی شکسته و خسته و سرما زده داشت ... به آسمون نگاه کردم تا شايد خدا رو پيدا کنم و اون پيرزن و نشونش بدم . ديدم  آسمون سرتاسر رحمته ...پيش خودم گفتم پس سهم اون از رحمت چی ميشه ؟

 

از اينکه دير به دير ميام و به روز ميکنم معذرت ميخوام .. از همه دوستانی که به من لطف دارن هم ممنونم ..

 

/ 88 نظر / 103 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرواريد و نگين

دل روشنی دارم ای عشق صدایم کن از هر کجا میتوانی صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازیست بگو با کدامین نفس میتوان تا کبوتر سفر کرد بگو با کدامین افق میتوان تا شقایق خطر کرد سلام .وبلاگ خیلی زیبایی داری موفق باشی.خوشحال میشم به منم سر بزنی

گيسو دختر شرقی

سلام اميد جان....باره اوله ميام وبلاگت.....چرا ديگه آپ ديت نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد رضا رايکا

سلام خوبی عزيزم خوشحال ميشم لگوی منو توی وبلاگت بيزاری موفق باشيد<a target="_blank" href="http://www.dehkadeyeeshgh-mr.blogfa.com/ "><img src="http://i3.tinypic.com/11ce26o.jpg " border="0"></a> <br>

فرهاد

سلام اونقدر راجع به برف گفتی و من هم خوندم که همه چيز برام برفی شد! من همه چيز رو سفيد ميبينم... هويت همه چيز گم شد و فقط برف مونده و يک حرف! اونم فقط برف!!!!!!!!

sara

baba kheili bi marefaty dadash dige hichi neminevisi

siachom

سلام. فقط همين.

مژگان

سلام :) متن قشنگی بود ..... زندگی که علاوه بر زيباييش تلخی های زيادی داره

ازاده

واييييييييی اميد جونم خيلی قشنگه خيلی

آزاده

اشتباه املايی داری...نوشتی ...بقلت کنم... در صورتی که بايد می نوشتی ..بغلت کنم...